محمود حسن ديوبندى

12

تفسير كابلى (فارسى)

وحىهاى سابقه نيز انكار ورزيده . تشبيه اين وحى با وحيى كه به حضرت نوح ( ع ) و انبياى مابعد او آمده ، شايد ازين سبب باشد كه در وقت آدم ( ع ) وحى در حال ابتدائى بود و بر نوح ( ع ) تكميل يافت . گويا در حالت نخستين ، محض « 1 » تعليمى بود ، و در زمان نوح ( ع ) به كمال رسيد ، و لايق آن شد كه مورد امتحان قرار داده شود ؛ مطيعان انعام يابند و عاصيان عذاب شوند ؛ چنان كه سلسلهء انبياى اولوالعزم نيز از نوح ( ع ) شروع گرديده و عذاب الهى ( ج ) بر منكران وحى نيز از همين وقت آغاز يافته است . خلاصه ، پيش از زمان نوح ( ع ) در اثر مخالفت حكم خدا و پيغمبر عذاب نازل نمىشد ؛ بلكه آنها را معذور شمرده ، مهلت داده مىشد ، و كوشش تنها به دانانيدن « 2 » مردم محدود بود . در عصر حضرت نوح ( ع ) كه تعليمات دينى خوب روشن و ظاهر گرديد ، و در متابعت حكم خداوندى براى مردم خفايى باقى نماند و به نافرمانان عذاب نازل شد . نخست ، در زمان نوح ( ع ) طوفان عالمگير واقع گرديد و پس از آن ، در زمان حضرت هود و حضرت صالح و حضرت شعيب ( ع ) بر كفّار انواع عذاب نازل گرديد . از اينجاست كه خداى تعالى وحى آن حضرت ( ص ) را با وحى حضرت نوح ( ع ) و پيغمبران مابعد وى تشبيه داده و مشركان مكّه را تنبيه نمود كه اگر كسى قرآن عظيم الشأن و پيغمبر آخر الزمان را قبول نكرد ، مستحقّ عذاب بىكران مىگردد . وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً ( 163 ) و وحى فرستاديم بسوى ابراهيم و اسمعيل و اسحاق و يعقوب ، و بر احفاد آنها و به عيسى و به ايّوب و به يونس و به هارون و به سليمان ؛ و داديم به داود زبور .

--> ( 1 ) . فقط ( 2 ) . آگاه كردن و شناخت دادن